Monday, July 31, 2017

Letter from Paul Hulshoff, former UNICEF Representative to the Islamic Republic of Iran

Date: 9 May 2017
From: Paul Hulshoff, former UNICEF Representative to the Islamic Republic of Iran (2009-2011) and citizen of The Kingdom of The Netherlands
To: The Right Honourable Judge presiding in the case against Mr Karan Vafadari and Ms. Afarin Neyssari

Your Honour,

It is with great regret that I recently learned of the arrest and imprisonment of Mr Karan Vafadari and Ms. Afarin Neyssari and the charges laid against them now under your consideration.
With your permission, I would like to address some of these charges. As someone who befriended and visited Mr Karan Vafadari and Ms. Afarin Neyssari on various occasions at their home and their gallery during my official stay in Tehran from 2009 to 2011 as a citizen of The Kingdom of The Netherlands and Representative of UNICEF Iran, I can speak with direct experience to these charges and must confirm that they have no basis in fact.
Specifically, I would like to address the following;
  1. The charge of espionage:
    At no point in time during our interactions did I discuss or share information, knowingly or otherwise, with either Mr Karan Vafadari or Ms. Afarin Neyssari related to government affairs or official UNICEF business. Our friendship developed and was sustained by our mutual interest in the arts, architecture and daily life in the Islamic Republic of Iran which consequently were the sole topics of our discussions. Similarly, Mr Karan Vafadari nor Ms. Afarin Neyssari ever sought to attract or introduce foreign agents or spies to me, my government or my employer. Any statement or account to the contrary is simply false and ought to be dismissed accordingly.
  2. The charge of “immoral acts”:
    On various occasions I attended receptions at Mr Karan Vafadari and Ms. Afarin Neyssari residence and official openings at their gallery. The nature of these gatherings were without exception of good standing and can in no reasonable way be described as “parties”. At no point in time during these occasions was ever I witness to any immoral acts let alone acts of “prostitution”. Any allegations to this effect are quite honestly preposterous and are not deserving of any serious consideration.
  3. The charge of alcoholic beverages:
    On two occasions during my tenure in the Islamic Republic of Iran, I ordered alcoholic beverages for my own private consumption and to be served at official receptions hosted for
    foreign dignitaries as I came to experience as customary. Just prior to my departure from the
    country, a small stock was left which I offered as a parting gift to Mr Karan Vafadari (not Ms Afarin Neyssari). At no point did he ask for this, nor did he exchange any money for this gift. The former would go entirely against his nature, the latter I would simply not have accepted, after all a gift is not a gift if it’s bought for.
As a final comment, I would kindly submit to you that throughout my tenure in the Islamic Republic of Iran, I got to know both Mr Karan Vafadari and Ms. Afarin Neyssari as two highly respected individuals whom I both continue to hold in high regard as did anyone who I have met and knew them as well. Their character can not be described as any other than highly decent and honourable and could not be further removed from the charges laid against them.
I kindly urge you to consider the facts as I have presented them here and submit to you that to dismiss the charges against both Mr Karan Vafadari and Ms. Afarin Neyssari and their subsequent immediate release from detention is the only act that would let justice prevail.
Yours sincerely,
Paul Hulshoff
Citizen of The Kingdom of The Netherlands,
Former UNICEF Representative to the Islamic Republic of Iran




Sunday, April 16, 2017

ONLINE PETITION


EXTREMELY URGENT

                                                                 

Friday, April 14, 2017

بسیار فوری

دادخواست برای آزادی کارن وفاداری و آفرین نیساری



نظر به ابلاغ فوری محاکمه آقای کارن وفاداری و خانم آفرین نیساری در دادگاه انقلاب اسلامی در روز دوشنبه 28 فروردین مطابق با 17 آوریل؛

نظر به این واقعیت که زوج نامبرده (مزدوج قانونی در دادگاه مدنی در ایالات متحده)، صاحبین یک گالری هنری مستقل ، از تاریخ امرداد ماه 1395 (ژوییه 2016) بازداشت گردیده و در زندان اوین برخلاف روند مقتضی قانون در حبس بسر می برند؛

نظر به تابعیت دوگانه این زوج، که گناه نمی باشد و با علم به این که تابعیت مضاعف در تبلیغات سوء از سوی دستگاه های امنیتی، مقننه، قضائی، اجرائی و نشریات حاکم در کشور می باشد؛

نظر به تعهد کارن و آفرین برای ارائه، ترویج و پیشرفت هنر و فرهنگ ایران توسط گالری "آن" و بنیاد "آن"؛

نظر به این حقیقت که کارن وفاداری از اقلیت زرتشتی بوده و دین زرتشت در قانون رسمیت دارد؛

نظر به بردن این زوج جهت تفتیش غیر موجه منزل مسکونی آن ها ، چند روز پس از بازداشت، بردن آقای کارن وفاداری به خارج از منزل و نشاندن در ماشین مامورین، و سپس فیلم برداری و عکاسی از خانم آفرین نیساری از سوی مامورین امنیتی، تجاوز زشت به حریم خصوصی زنان برای لکه دار کردن آنان و تولید خوراک تبلیغاتی؛

نظر به منع حضور و دستور به عزل وکلای آقای کارن وفاداری و خانم آفرین نیساری در تاریخ ۲۲ /۱۲ /۹۵ در جلسه "تفهیم اتهامات" در جلسه دادگاه تحت ریاست قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی؛

نظر به مواجه شدن این زوج با اتهامات سیاسی ساختگی "جاسوسی" و "براندازی حکومت"، در حالی که کارن و آفرین سیاسی نبوده، هرگز برای هیچ حکومتی کار ننموده و به هیچ شغل حکومتی اشتغال نداشته و ندارند؛

نظر به تغییر تدریجی و اختیاری اتهامات خطرناک "جاسوسی" به "تلاش برای براندازی رژیم"، به "مشورت و توطئه علیه امنیت ملی" جهت جلوگیری از صدور مجوز تامین وثیقه و ادامه بازداشت غیر قانونی این زوج؛

نظر به قرار دادن خانم آفرین نیساری در شرائط ناگوار زندان و بازجویی و فشار جهت جاسوسی برای اطلاعات سپاه پاسداران علیه دوستان، مشتریان و حتی همسر خود؛ مخالفت نامبرده و تشدید شرائط حبس ایشان؛

نظر به اِعمال اجبار در بازجوئی از این دو زندانی با چشم بند و روبه دیوار طی روزهای متمادی، بازرسی منزل خصوصی آنان به صورتی که اثاثیه و مایملک آن ها زیر و رو شده،  تفتیش گالری و ضبط کامپیوترها و تلفن های دستی آنان ، و تجاوز به حریم خصوصی زندگی که به کشف مدرک خلاف نمی رسد؛

نظر به این واقعیت که خارج از اتهامات بی پایه جاسوسی، مدارک دستگاه امنیتی سپاه علیه این زوج را دو بطری مشروب و معدود آثار هنری "غیر مجاز" که در تجاوز به حریم خصوصی خانه آنان توسط مامورین "کشف" می شود؛ معدود آثار هنری که گفته می شود از کلکسیون خصوصی صدها اثر هنری موجود در منزل نامبردگان بدست آمده است و معلوم نیست که این آثار هنری به صاحب خانه و یا مامورین امنیتی تعلق دارد؛

نظر به این که  مصرف مشروبات الکلی از سوی اقلیت زرتشتی و برخی دیگر از ادیان و برای بسیاری امری عادی است و قابل تعرض از سوی حکومت و تعقیب قانونی نمی باشد؛

نظر به اتهام برگزاری "مجالس مختلط" و "اشاعه فساد و فحشاء"، و با علم به این واقعیت که میهمانی مختلط در میان زرتشتیان، دیگر اقلیت های دینی، و همینطور بسیاری از شیعیان و اهل سنت بدیهی و متداول بوده  و جرم نمی باشد؛

نظر به اتهام  رفت و آمد با دیپلمات ها و با علم به این که مشتریان آثار هنری در ایران از سه حال خارج نبوده، یا هموطن یا توریست یا دیپلمات هستند و کسبِ هنر از این نظر مانند همه کسب های دیگر بوده  وجرم نیست؛

نظر به لغو "جزیه" از دوران سیادت قاجار در اواخر قرن نوزدهم، قریب یکصد و سی سال پیش، علیه اقلیت زرتشتی، و با علم به عملکرد سپاه پاسداران و دادگاه های انقلاب اسلامی در ضبط اموال این اقلیت، لزوم توقف این مشی، بازگرداندن کلیه اموال ضبط شده، و احترام به حقوق شهروندی زرتشتیان؛

از این رو، ما، امضاء کنندگان، از رهبر جمهوری اسلامی و دستگاه قضائی مصرانه می خواهیم که کارن وفاداری و آفرین نیساری را از کلیه اتهامات مبرا نموده و آزادی فوری و بدون شرط آنان را اعلام فرمایند.


در صورت برگزاری محاکمه، از شما رهبران جمهوری اسلامی تقاضامندیم که تضمین فرمایید محاکمه علنی باشد، مطبوعات مستقل در آن حضور داشته باشند، وکلای مستقل هموطن و بین المللی دفاع از متهمین را بر عهده گیرند و هیات منصفه دادگاه مرکب از زنان، هنرمندان و زرتشتیان مستقل باشد.


حضور محترم مقام رهبر جمهوری اسلامی ایران
حضرت آیت آلله سید علی خامنه ای


غلامعلی خوشرو سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد



Thursday, April 13, 2017

TO MY FATHER HELD IN TEHRAN’S EVIN PRISON

When our father went to Iran for his first extended trip after the revolution, I wondered how long it would take him to finish his business, and come home.  His family was facing hardship on their livelihood and personal belongings.  I can only wonder what my brother and sister were feeling when they got the news that Karan and Afarin were in prison.  The bureaucracy in Iran can be brutal from what I witnessed while I stayed with Karan and Afarin for the summer of 2009.  When he took me to obtain paperwork for his business, it took my father a few hours to find the correct person to speak with.  We feel that court process so far has been the same in a sense.  Karan and Afarin were in “temporary confinement” since July 20th, 2016.  We know for a fact that it was in solitary confinement for a period of one month.  During the time in solitary confinement, twelve of the days were spent by the Sepah searching their house and offices in Tehran.  During the stint in solitary, Afarin and Karan were questioned almost continually about being spies.  This is wildly inaccurate set of charges brought upon them caused the family and us children a lot of unnecessary stress.  What the IRGIS found and did not amount to anything which was outside of the statute of what a Zoroastrian or art gallery owner would be allowed to have within private premises.  Since evidence for “espionage” were non-existent the interrogations were lacking, originally we were to believe that these charges were dropped.  Soon to hear that they were brought up again by the presiding judge. Afterwards, Karan and Afarin were moved into a slightly larger cell which was 2 X 3.5 meters.  The cell had 3 blankets on which to sleep, a communal bathroom, TV, a daily newspaper and two additional prisoners.  Mind you, this is without going through the proper channels and statutes necessitated by law.  What Karan’s three children, Aundia, Cyrus and myself want is the immediate release of Karan and Afarin as we know they are kind and nice, and are certain they are innocent and have committed no crime.

In case of any trial we ask for an open trial to the public with national and independent international lawyers to present them, with unbiased jury (including of women, artists and Zartoshti minority), and independent press and without pressures to influence the outcome.

If the trial comes to a head, and there is no other option, we will bring support from friends, family and numerous other supporters of civil liberties and the love for Karan and Afarin.

With Love from your son Maziar 



Wednesday, April 12, 2017

EXTREMELY URGENT

PETITION TO FREE KARAN VAFADARI AND AFARIN NAYSSARI




WHEREAS: Karan Vafadari and Afarin Nayssari have been set to go to trial by Islamic Revolutionary Court of Iran on Monday April 17th;

WHEREAS: Karan Vafadari and Afarin Nayssari, husband and wife (legally married in a civil court in the U.S.), independent art gallery owners, were arrested and have been held in Tehran’s Evin prison without due process since July of 2016;

WHEREAS; They hold dual nationals, which is not a crime;

WHEREAS; Days after the arrest, the couple are taken to their home and a search is conducted. Karan is taken outside and made to sit in a vehicle. Meanwhile, Afarin Nayssari is filmed and photographed by the security agents in flagrant violation of a woman’s privacy in order to denigrate and produce propaganda;

WHEREAS: They are denied access to a lawyer during their imprisonment or access to the contents of the prosecution files and briefs of the baseless charges against them
;

WHEREAS: They were ordered by the presiding judge to dismiss their selected lawyer;

WHEREAS: They are facing trumped up political charges of “spying and overthrowing the government”; Karan and Afarin are not political; they have never worked for any government or had held any governmental positions;

WHEREAS: The dangerous and trumped up charges of "espionage" were gradually and arbitrarily motified to "attempt to overthrow the regime" to "conferring to conspire against national security" in order to prevent them from posting bail;

WHEREAS: Karan Vafadari is a Zoroastrian religious minority recognized by the Iranian constitution;

WHEREAS: During days of duress and interrogation and while being kept in blindfolds and forced to face a wall, investigation of their private home, investigation of their business, and invasion of their privacy have not resulted in any evidence of wrongdoing;

WHEREAS: Afarin Nayssari is kept under harsh prison conditions and interrogation and pressured to spy on behalf of the Islamic Revolutionary Guards Intelligence Service on friends, business clients and associates, and even her husband; her refusal worsens her condition in prison;

WHEREAS: Outside of the false espionage-related charges, the security forces’ evidence against them consists of two bottles of liquor taken from the privacy of their home and a number of art pieces deemed “questionable” by authorities. It is not clear whether these questionable items belong to their collection of hundreds of art pieces or to the security forces;

WHEREAS: Karan and Afarin have committed their lives to the appreciation and advancement of Iranian culture via the Aun Gallery and the Aun Foundation;

WHEREAS: Jazieh, the practice of infringement on rights and property of Zoroastrians has been rescinded in Iran since 1880s, during reign of the Qajars.  The current practice by Sepah Passdaran and Islamic courts on seizing the private property of this minority is against the rights of citizens;

THEREFORE: We, the undersigned, urge the Leader of Islamic Republic of Iran and the Judiciary to drop all charges brought against Karan Vafadari and Afarin Nayssari and to release them IMMEDIATELY and UNCONDITIONALLY.

In case of any trial, we call upon the leadership of the Islamic Republic of Iran to ensure that the trial is open to the public with the presence of independent press and representation by national and independent international lawyers and a jury of their peers to consist of women, artists, and Zoroastrians.

Please send your letters to:
Ayatollah Ali Khamenei
Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran
email:
contact@leader.ir or info_leader@leader.ir
c/o Mr. Gholamali Khoshroo
Permanent Representative of the Islamic Republic of Iran to the United Nations
622 Third Avenue, 34th Floor
New York, NY 10017, USA
email:
iran@un.int or iranun.ny@mfa.gov.ir

AND to:
Ayatollah Sadeqh Larijani, Head of the Judiciary
Pasteur Street, Vali Asr Avenue, South of Serah-e Jomhouri
Tehran 1316814737
Islamic Republic of Iran

Copies to:
President Hassan Rouhani
Palestine Avenue, Azerbaijan Intersection
Tehran, Iran

AND to:
Foreign Minister Mohammad Javad Zarif
Minister of Foreign Affairs of the Islamic Republic of Iran
Email: info@mfa.gov.ir
Ministry of Foreign Affairs
Bagh-e Melli
Tehran, Iran




Thursday, March 9, 2017

New Charges Against Karan Vafadari and Afarin Nayssari
New charges against Karan Vafadari and Afarin Nayssari, who have been incarcerated in Tehran’s Evin Prison in Iran since 20th of July 2016, have come to light. These charges that are of grave concern were announced during a preliminary hearing.

Karan and Afarin have been under interrogation since their arrests and accused of various trumped-up charges ranging from being a dual national and having alcoholic beverages at their house to associating with foreign diplomats; labelling their home as a centre of vice (prostitution); being spies, and collaborating with the enemies of the state.
“Attempting to overthrow the Islamic Republic of Iran” was also added, as well as “recruiting and signing up spies through foreign embassies,” “assembly and collusion against national security”. Furthermore, the authorities have gone as far as also refusing to recognize their civil marriage.

After almost eight months of incarceration by Iran’s militia, Sepah Passdaran Intelligence Service, they were sent to be briefed of their alleged crimes before Judge Abolghasem Salavati.  Most of the charges previously dropped by the prosecutor because of lack of any evidence, were reinstated by the presiding judge during the preliminary hearing. He did not allow their lawyer to be present at this hearing, and ordered Karan to dismiss her.

A judicial theatrical drama based on trumped-up charges where facts matter the least raise grave concern for Karan and Afarin’s marriage, their lives and wellbeing.

Arrest and Incarceration
Afarin was arrested in Tehran’s Imam Khomeini International Airport by Iran’s Islamic Revolutionary Guards Intelligence Service (IRGIS) when she was about to board a plane to travel to Italy in order to jump start an important art project, which was to prepare for Mr. Bizhan Bassiri’s solo exhibition at the Venice Biennale festival as approved and certified by the Tehran Museum of Contemporary Art and the Minister of Culture. Karan was supposed to join her a few days later on their trip, and to visit his three children who live in the US.  Karan received a call from Afarin, and when he went to see her he too was arrested.

They were initially told by the judge on duty that due to the fact that there was no proof of “espionage” they would be freed with a minimum amount of bail. But they were not, and instead they were sent to Evin Prison, building 2-A, operated by IRGIS, and were kept there for a month.  Karan and Afarin were told by the security agents that they had films of everything that had been going on their house, accused them of being “spies”, and locked them up in solitary confinement.

During this time their home was searched for 12 full days, including their offices and place of business for additional unknown number of days.  The security agents tore down and destroyed some art pieces, and took some others away with them. They then sealed their home and art gallery.
Hoping the misunderstanding would be cleared up quickly, their families had been patiently waiting to see them return home and had no clue of the horrendous circumstances the two were subjected to. The initial interrogations were surreal.  An art gallery presenting Iranian art to the international community in Tehran has clients that are from various countries. The Intelligence officials put Afarin under pressure repeatedly to become their spy in that art milieu. She was told to spy on all her friends including her husband Karan. She was returned to solitary confinement due to her refusal.

On 2nd of August, 2016, Tehran’s Prosecutor General, Mr. Jafari Dowlat-Abadi, without mentioning their names, publicly announced that “the best news of the last two weeks” was the arrest of “the two with dual citizenship” whose home was a “centre of immorality and prostitution”, for having “alcoholic beverages”, and having “mixed gatherings” with “foreigners” as their guests.  This was followed by a public announcement by Deputy Hadji Deligani, a member of Iran’s parliament from Shahin Shahr, a city far from Tehran, in which he called the detainees by their first names, referring to them as “the young couple” and repeating the same baseless slanders and adding the charge of “extortion”.

After being in the temporary prison ward for five months Karan was moved to general section. Afarin was moved to the women’s detention center with minimum facilities and under tight security.

Because of the lack of any evidence almost all the charges were dropped by the prosecutor, but as mentioned above reinstated in the preliminary hearing by judge Salavati of the Revolutionary Court. The charges could carry up to 21 years imprisonment, in addition to cash fines, confiscation of their house, other real estate properties, and their automobiles.

Afarin is mentally and physically under a lot of stress. She has expressed her situation as intolerable and has told her mother that she would prefer to be dead if they continue to keep her in prison.

Public Support
On December 1st, 2016, in a letter to Islamic Republic Leader, Ayatollah Seyyed ‘Ali Khamenei, Kateh Vafadari, Karan’s sister, explained how her brother and his wife had been detained and framed with baseless charges, and she urged the Supreme Leader to order their release.  In her letter she said that their arrest is a violation of the couple’s right to their private life and the privacy of their profession. She stated that they have been framed for vice and financial extortion—to seize the home and other properties of a religious minority (Karan is Zoroastrian, one of the recognized religious minorities of Iran).
In a public letter, Roberto Toscano, former Italian Ambassador to Iran, condemns the arrest and detention of dual Iranian-American citizen Karan Vafadari and his wife, whom he refers to as being among “the most dignified people” he had met during his five years in Tehran as ambassador.  The Ambassador continues: “And the home that I visited more than once was certainly not a den of vice and debauchery.” Ambassador Toscano further noted that “it is thanks to people like them that foreign diplomats posted in Iran have had the opportunity of gaining an appreciation of Iran’s culture, both traditional and contemporary, and of Iranian society.”

Some two hundred Iranian artists and intellectuals who recognize the significance of this case to the welfare of the artistic community, stepped forward and signed a letter to the Head of the Judiciary of Islamic Republic of Iran, Ayatollah Sadeq Larijani, asking for Karan and Afarin’s immediate release.  In their letter they state “the couple have been engaged with presenting artworks in “Aun” gallery, which functioned in the direction of freedom of art, an endeavour that requires the support of the government and not imprisonment of this honourable couple and not sealing and closure of their gallery.   Methods of arrest and incarceration and the spreading of rumors and slander against the imprisoned by security forces is well-known in our homeland and all over the world for a long time and are rejected by all.  These actions, arrest and incarceration for art, tarnish not only this honourable couple but the entire art and artistic community, society, freedom and independence of the motherland.”  (Karan and Afarin were also accused of organizing the writing of this letter that was signed by Iranian artists while inside the prison, a charge they have rejected.)

Who are Karan and Afarin?
Karan Vafadari, was born in a Zoroastrian (an ancient and now minority religion) family in Iran. He has 3 children who live in the United States.

Karan attended Tehran’s prestigious Alborz High School. He received his Bachelor of Science degree from New York University in Computer Science. Simultaneously he achieved a second Master’s degree in Electrical and Electronics Engineering from Cooper Union for the Advancement of Science and Art in 1987, and in 1989 he received his MBA in Business Administration and Management from UCLA’s Anderson School of Management in California.

Afarin is an architect who runs their art gallery for a living; a small business which has been shut down and sealed ever since their arrest. Aun Gallery was established in 2009 in accordance with all necessary rules and permits, to promote talented young Iranian artists and to support their contribution to Iran's rich tradition in the arts and culture.

Besides the art gallery, Karan and Afarin hold a permit from the Ministry of Culture & Islamic Guidance for Hookht publication, “Aun Negarestan” (publication for contemporary visual arts) with the aim of promoting Iranian art and culture by building a better understanding and relationship between artists and intellectuals in Iran and at the international level.

What is at stake?
In regards to the espionage and sedition charges: according to Iran’s current policy dual nationals are barred from holding government posts. The government and judiciary of Iran often equate dual nationals and dual citizenship with spying and seditious activity. Violating a citizen’s right based on identity and equating dual nationality and citizenship with being a spy and with sedition charges is a miscarriage of justice. The entire government and judicial campaign against so-called “spies” renders false the truth of national development and sovereignty which is open, transparent and all embracing. Besides, Karan and Afarin are private citizens and do not work for the Iranian government or indeed any government. They ran an art gallery. A small business which is established with all the legal permits. Two patriots devoted to presenting Iran’s independent art.

In regards to possession of alcoholic beverages: Zoroastrians are a recognized religious minority in Iran, and alcoholic beverages in a Zoroastrian home are like any other beverage and there is no basis for besmirching them on that basis, as it is legal for Zoroastrians to keep and consume alcohol in their homes.

In regards to their marriage: Karan and Afarin have been married since 2002.  They married in the state of Nevada. Karan was born in a Zoroastrian family and Afarin in a Muslim. Their marriage was settled in a civil ceremony that issued the marriage license. There is no basis for the prosecution, and for the judiciary to revisit and question this bona fide marriage. There is no basis to violate the couple’s right or to question their existing marriage.

Karan and Afarin are accused of having “un-ethical and inappropriate art” and associating with non-Iranian clients:  good, or bad, appropriate or inappropriate, the subject of art lies with the artist and the customer.  Karan and Afarin present independent art by individual artists destined for individual buyers. Art policing is against the peoples’ achievements of the 1979 revolution, and against accepted international norms with regards to the development of art and culture. To present Iranian art, they worked with Iranians and non-Iranians alike.

All charges against Karan and Afarin are baseless. Their arrest and detention is a blow to religious freedom. It is an attack on citizens’ private lives. It is in the opposite direction of Iran’s right to self-determination and its road to national independence.

Release Karan and Afarin
Karan and Afarin have committed no crime, and
Karan’s two sons and his daughter are worried and desperate to see their father.
They are both respected small business art gallery owners.
They have never held any government positions nor have they worked for any government.
Karan and Afarin have devoted their lives to promoting Iranian art and culture in Iran and beyond.
Karan and Afarin are generous and kind.
Karan and Afarin have helped those in need.
Karan and Afarin believe in family and family traditions.

At the very least, Iran’s judiciary must release Karan and Afarin, who represent no danger to Iran or Iranians, on bail. Allow them to hire a lawyer to defend them based on legal proceedings and a fair trial.
Iran’s judiciary must allow an unbiased, independent, international lawyer to represent Karan and Afarin.

How You Can Help
All those who stand for civil liberties, artistic freedom, minority rights, and Iran’s right to self-determination; all those who know Karan Vafadari and Afarin Nayssari, friends, family, artists, anywhere you are, in any language, please write letters of support asking for Karan and Afarin’s immediate release.

Happy Birthday Karan!
Free Karan and Afarin!

Kateh Vafadari, 8th of March 2017

Please send your letters to: 
Ayatollah Ali Khamenei
Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran
email: contact@leader.ir or info_leader@leader.ir
c/o Mr. Gholamali Khoshroo
Permanent Representative of the Islamic Republic of Iran to the United Nations
622 Third Avenue, 34th Floor
New York, NY 10017, USA
email: iran@un.int or iranun.ny@mfa.gov.ir

AND to:
Ayatollah Sadeqh Larijani, Head of the Judiciary
Pasteur Street, Vali Asr Avenue, South of Serah-e Jomhouri
Tehran 1316814737
Islamic Republic of Iran

Copies to: 
President Hassan Rouhani
email:media@rouhani.ir
Palestine Avenue, Azerbaijan Intersection
Tehran, Iran

AND to: 
Foreign Minister Mohammad Javad Zarif
Minister of Foreign Affairs of the Islamic Republic of Iran
Email: info@mfa.gov.ir
Ministry of Foreign Affairs
Bagh-e Melli
Tehran, Iran

Thursday, December 1, 2016

کارن و آفرین را آزاد کنید Free Afarin & Karan; Letter to Rahbar

بسمه تعالی
حضور محترم مقام رهبر جمهوری اسلامی ایران
حضرت آیت آلله سید علی خامنه ای

10 آذر 1395
با عرض سلام،

بیش از یکصد و بیست روز از بازداشت برادرم کارن وفاداری، و همسر ایشان خانم آفرین نیساری می گذرد.  قصدم از این نامه درخواست آزادی این زوج تحصیلکرده ساکن تهران است.  اخیراً خبر یافته ام  حال این دو زندانی، خاصه خانم نیساری، 
وخیم است.  توجه و لطف حضرتعالی امید برای رفع این مشکل می دهد.

جریان این بازداشت غیرمنتظره از برنامه ریزی دستگاه امنیتی حکایت می کند.  در اوائل امرداد ماه، خانم نیساری عازم سفر به خارج برای شرکت در مجلس ازدواج یکی از وابستگان بود که در فرودگاه بازداشت شد.  در این جریان دستگاه امنیتی از ایشان می خواهند به همسر تلفن کند و آمدن ایشان را طلب کند.  با این تلفن برادرم کارن که چند روز بعد قصد سفری مشابه را دارد، به همسر می پیوندد و  او نیز بازداشت می شود. 

کارن و آفرین صاحبِ یک کسب کوچک، گالری هنری، برای امرار معاش، در ونک، تهران هستند.  جایی که چندین نسل خانواده ما، از آن زمانی که ونک یک ده کوچک بود، شاید نزدیک یکصد سال، در آن سکونت داشته ایم.  مامورین امنیتی می توانستند آنان را برای هر اتهامی احضار نموده تحت پیگرد قانونی قرار دهند. لیکن همانطور که بسیاری کم و بیش با آن آشنا هستیم، بازداشت ازسوی نیروهای امنیتی مدل سریال های تلویزیونی است:  سناریوی جلب ناگهانی افرادی که به زندگی عادی مشغول هستند، در فرودگاه!

ادامه سناریوی بازداشت در همین بدو امر، پر ماجراست.  روز بعد از دستگیری، مامورین امنیتی زوج را با دستبند به منزل مسکونی شان برده آثار هنری منزل را از در و دیوار کنده، برخی را درجا در حیاط خانه خرد می کنند و برخی را ضبط.  همین قضیه، چند روز بعد، در گالری هنری آنان صورت می گیرد و گالری نیز مهر و موم می شود. کسب و کارهنر که انتظار می رود از عرضه و تقاضای زردچوبه و خاک شیر بقالی برخوردار باشد با این وضعیت مختل گردیده، صاحبان گالری در انفرادی های اوین و عدم امکان ملاقات با نزدیکان، حبس می شوند.  این ماجرایی است که مقام محترم دادستان تهران، آقای جعفری دولت آبادی، در دوازدهم امرداد ماه امسال به عنوان یکی از "دو اتفاق خوب طی دو هفته گذشته"، بدون ذکر نامِ این دو متهم، به عنوان بازداشت "دو نفر ایرانی با تابعیت مضاعف" سخن گفته، منزل این زوج شرافتمند را خانهُ "فساد" نامیده، و اینگونه افترا در سایت های وابسته به دستگاه امنیتی گزارش می شود.  سلسله اتهامات از سوی این مقام محترم، دو ملیتی، مشروبات الکلی، شرکت در مجالس مختلط و با اتباع خارجی را عنوان می کند.  به زبان ساده متهمین هیچ اتهامی ندارند.  نفی حقوق شهروندی، تعرض به منزل شخص و محل کسب، و اموال صاحبان خانه و خرد کردن برخی اشیاء، و جلوگیری از مسافرت شهروندان که مطابق آیین خود و عرف به زندگی عادی مشغول هستند در این برنامۀ بازداشتِ نیروهای امنیتی-قضایی نمایان است. 

بنده که شخصا پای این سریال "تلویزیونِ واقع نما" میخکوب شدم و گفتم ببینیم این کار به کجا می کشد—حتماَ متوجه می شوند که این دونفر جرمی ندارند و به زودی آزاد می شوند.  تا اینکه یکی از نمایندگان محترم مجلس به نام جناب آقای حاجی دلیگانی (از شاهین شهر که بیش از 400 کیلومتر با تهران فاصله دارد!) اتهامی مبتذل و خطرناک، "باج خواهی"،  را علیه "زوج جوان" با ذکر نام های اول این دو زندانی، یعنی کارن وآفرین، سر هم کرد که در تعدادی از سایت های متعلق به نیروها و شخصیت های امنیتی انتشار یافت.  دخالت و اتهام زدن یک نماینده مجلس به دو تن زندانی در کجای سنت شرعی و یا عرفی حکومت توجیه پذیر است؟  آخر این درست است؟  فکر می کنم با این قضیه اجازه ورود علنی به مساله که تا اینجا اساساً در خفا صورت گرفته، از سوی این نماینده محترم، داده شده است. 

درفاصله زمانی که از این بازداشت ها می گذرد تهدید تلفنی و یا حضوری افراد ناشناس برای اخاذی مالی و تهدیدات امنیتی علیه وابستگان خانوادگی زندانیان صورت می گیرد که با اظهاراتِ نماینده محترم شاهین شهر به طرز چشمگیری افزایش یافته است. در حقیقت، اتهامات علنی شده از سوی نماینده محترم شاهین شهر در مجلس جوهر این بازداشت را روشن کرده است:  پاپوش دوزی برای اخاذی مالی، تصرف اموال، و تهدیدات امنیتی.  می بینیم که این برای کارن و آفرین بسیار بد است که باید چنین رنجی را تحمل کنند.  لیکن برای دستگاه امنیتی-قضائی نیز بسیار زشت است.  این بازداشت ها، پاپوش دوزی و تهمت زدن به منفعت هیچ کس نیست و به تندرستی جامعه لطمه می زند.
اجازه دهید که دربدو امر این زوج نازنین را به شما معرفی کنم. 

کارن وفاداری، مهندس عالیرتبه و کارشناس ارشد در حوزه الکترونیک و مدیریت فارغ التحصیل دانشگاه های ایالات متحده در نیویورک است.  هم در دورانِ تحصیل در دبیرستان البرز و هم طی تحصیلات دانشگاهی، او اهلِ ورزش و دانشجوی ممتاز بوده و در این راستا اقامت در ایالات متحده را کسب می نماید.  همسرش آفرین، کارشناس ارشد در حوزه معماری از ایران است.  البته این دو برای سال های متمادی، بیش از پانزده سال است که از زمان فوت مادرمان در ایران زندگی آرام و شرافتمندانه ای داشته اند.  کارن سه فرزند سن و سال دانشگاهی در ایالات متحده دارد که هاج و واج و با تاثر فراوان تماشاگر این بازداشت غیر موجه و نگرانِ وضعیت اعضای خانواده که زندانی هستند.  کارن و آفرین به هیچ گونه حزب و فعالیت سیاسی تعلق نداشته در هیچ کار دولتی یا  قرارداد حکومتی نیز نیستند.  سفرهای آنان به ایالات متحده برای دیدن فرزندان کم و بیش سالیانه صورت گرفته است.  فعالیت کارن حمایت از کار همسر در گالری هنری "آن" است که همزمان با بازداشت آنان مهر و موم گردیده است.  منزل او در تهران نیز بعد  از بازداشت از سوی نیروهای امنیتی به وصفی که گفته شد، زیرورو گردیده و منزل خالی ازسکنه، تحت نظارت الکترونیکی مراکز امنیتی قرارگرفته است!  پخش اخبار تجاوز به حریم زندگی خصوصی افراد به عنوان امری عادی هر انسانی را تکان می دهد. 

کارن وفاداری در یک خانواده اقلیت زرتشتی به دنیا آمده است.  خانواده ای نیکوکار که بیمارستان فیروزگر تاسیس شده از پدر بزرگ که وقف بی بضاعت ها کرده است نشان آن می باشد.  مادرمان مهرانگیز کسی که با درجه مامائی زندگی خود را وقف زنان باردارِ بی بضاعت کرد.  مرحوم دکتر کسری وفاداری،  برادر بزرگِ مان، پژوهش گر در تاریخ باستان و ترویج مطالعات دانشگاهی در این زمینه در دانشگاه های خارج و داخل، نیک نام است.

اجازه بفرمایید بپردازیم به تک تک این اتهامات و افتراها که مبرهن بیگناهی کامل این دو زندانی است تا نیاز آزادی آن ها روشن باشد.  امیدوارم این چند برگ باعث گردد تا لطف شما شامل حال ما شود و تقاضای منِ پشتیبانِ انقلاب، استقلال و کسبِ حق تعیین سرنوشت ایران، مجاب شود.  

یکم، در ردِ اتهام دو ملیتی و یا تابعیت مضاعف:

بله، کارن دو ملیتی است.  به علاوه زرتشتی نیز هست.  آیین زرتشتی در قانون اساسی برسمیت شناخته شده است.  این اقلیت به زبان دریِ زرتشتی تکلم می کنند. چه دین و زبان را اساس ملت پنداریم، که چنتۀ ملی کشور را فزون می کند، و یا صرفاً هویت و قومیت و مذهب.   بی مناسبت نیست اضافه کنم که این زبان در صورتِ عدم توجه، ممکن است از بین برود.  زبان دریِ پنجره ای به گذشته را باز می کند که فهم ما را از گذشته و حال غنی تر می سازد.

تهاجم دستگاه امنیتی حاکم بر کشور در ماه های اخیر علیه "دو ملیتی" بی پایه است.

حضرتعالی از وضعیت دنیا اطلاع دارید.  در ایالات متحده، تبلیغات انتخاباتی احزاب حاکم متوجه بد بودن این یا آن ملت ویا کشور بود و یا نیاز به هراس از مسلمانان و مهاجرین از کشورهای آمریکای جنوبی، و جنگ بیشتر در خاورمیانه تحت لوای ریشه کن کردن "آی سیس" را ترویج می نمود. مواضعی که خالی ازمنفعت عمومی بوده و بر اساس شواهد موجود مورد قبول  اکثریت مردم آمریکا نمی باشد.    همینطور در اروپا که ورود و دست رد زدن به آوارگان، پناهجویان و مهاجران جنگ های خاورمیانه از سوی دول متعدد، و همین طور پشت کردن به اتحادیه اروپا و یا یکدیگر، وضعیت مشابه با ایالات متحده را دارد.  در چنین وضعی، چه کسی می تواند فکر کند که وضع محدودیت بر ایرانیانی که به اروپا و یا ایالات متحده رفته، اتهام علیه "دو ملیتی"، تهاجم سیاسی-امنیتی جمهوری اسلامی گردد!  اگر قرار است که از طریق این تهاجم جمعیت کثیری دچار نگرانی و اضطراب شوند که شده اند.

اجازه فرمایید حضور دو ملیتی یا تابعیت مضاعف را در حوزۀ شرعی و دولتی و زندگی اجتماعی مرور کنیم.

آیا یک روحانی می تواند دو ملیتی و یا با تابعیت مضاعف باشد؟  آیا مراسم اربعین در نجف و کربلا بدون چند ملیتی میسر است؟  آیا زیارت همین طور نیست؟  آیا دو ملیتی یا تابعیت مضاعف، در صف نماز مثل مابقی نمی ایستد؟  اگراین مقوله در اجرای رسوم مذهبی، کسب کلیۀ درجات حوزوی و شرعی، مجاز است چطور می تواند علیه شهروندی، که در این مورد هیچ اشتغال حکومتی ندارد، اتهام باشد؟

توجه بفرمایید:  حضرت آیت الله خمینی، امام،  برای یک دهه ونیم قبل از انقلاب 57 بطور مستمر در عراق زندگی می کنند.  برگه های دیکتاتوری بغداد و یا استخبارات برای این اقامت تبعیدی، جنبه رسمی اقامت، زیست طولانی در عراق این مرجع عالیرتبه را "دو ملیتی" می کند.  خود حضرتعالی، به سبب هویت فارسی و ترکی، حداقل دوملیتی هستید.  با شناخت از رهبران و اعضا انجمن های اسلامی در خارج از کشور قبل از پیروزی انقلاب که شاهد بوده ام، بسیاری از دولتمردانِ تحت امر رژیم جمهوری اسلامی که پس از انقلاب سرکار آمده دو ملیتی  بوده و هستند.  رهبران دولت موقت در بدو انقلاب شهره خود و نظراتشان را از تحصیل و اقامت طولانی در خارج دارند. دولت های بعد از دولت موقت همین طور: از مرحوم دکتربهشتی گرفته تا بسیاری از مشاورین امروزِ حضرتعالی، بسیاری دوملیتی هستند.  همین طور تعدادی از سران شعبات دادستانی های انقلاب اسلامی.  ریاست سابق محترم قوه قضاییه، متولد بغداد، دومین شهر بزرگ عرب وآسیای غربی بعد از قاهره و تهران، است.  همین طور بسیاری از اعضاء محترم مجلس خبرگان دو یا چند ملیتی هستند. ریاست جمهور محترم  و وزیر محترم خارجه فعلی، تحصیل کردگان انگلستان و ایالات متحده بوده و به طریق اولی دو ملیتی هستند. تعداد بسیاری از اساتید دانشگاه ها و روشنفکران همین طور.  تحصیل در خارج و کسب پی-اچ-دی از سوی دولتمردان در ایام جمهوری اسلامی بی وقفه بوده است و کسب امکانات و بورس برای اخذ تحصیلات و مدارک موفقیت به حساب می آید.

بدیهی است که "دو ملیتی" که همان دو و یا چند زبانی-فرهنگی است چیزی از کسی کم نمی کند و در کمترین حالت فقط می تواند به هویت او اضافه کند.   هویت، که از تجانس با ملل متفاوت و زبان های گوناگون چند ملیتی می شود، همانند نژاد، نمی تواند دلیل تضییقات باشد.  حالا یک دوملیتی ممکن است مرتکب خطا و یا هر گناه دیگری شود و این، چه سهوی و چه عمدی باشد، به دو ملیتی، تابعیت مضاعف، هویت و نژاد او، بی ربط است.  تلاش برای هویت ملی و یا ازدیاد آن با دو یا چند ملیتی، جاذبه است و نه دافعه.  اگر همۀ مردم این و یا آن کشور خاورمیانه تابعیت مضاعف داشته باشند چیزی از کسی کم نمی شود.  ایراد به دو ملیتی و یا تابعیت مضاعف مورد ندارد.

پرواضح است که یک یا دو یا چند ملیتی بیانگر حمایت شخص از مشی دولت ها نیست. شناسنامه و پاسپورت، بخش صوری یا قراردادی هویت است.  پاسپورت و شناسنامه، همانند گواهینامۀ رانندگی، مدارکِ هویت و جواز حرکت و سفر بوده و عقاید انسان و زبان هایی که بدان تکلم می کنیم و فرهنگ هایی که می شناسیم را تجربیات زندگی از بدو تولد تعیین می کند.  اقامتِ شهروندان در خارج و یا داخل، ثمره تلاش برای زندگی است و رفت و آمد آنان جای سخره و اتهام ندارد.

چه نیک گفت سعدی که  برّوبحر فراخست و آدمی بسیار، که پهنۀ جهان و کثرت زبان ها و ادیان و ملت هاست.  دو یا چند ملیتی امری کاملا عادی می باشد.  ما همه بندگان یک جهان هستیم.  زمانی که کائنات، نقطه مشترک ادیان، را بر بامِ این جهان و تاروپود جامعه اضافه کنیم، از جهانی بودن ما کم نمی شود و آن را محرز تر می نماید. 

تعداد دو ملیتی های ایران میلیونی هستند.  اگر جمع این مجموعه را محاسبه کنیم، ایرانیان مقیم خارج، تحصیل کردگان و همچنین دیگر مشاغل  که در خارج از کشور زندگی و یا رفت و آمد می کنند، بعلاوهُ اقلیت های ملی و مذهبی و مهاجرانِ ساکن ایران، فی الواقع دو یا چند ملیتی اکثریت ده ها میلیونی جامعه ماست.   دو و یا چند ملیتی چیز جدیدی نیست و اصولاً تداوم جامعه بشری بر اساس تک ملیتی میسر نیست چرا که هرآن که انسان از هویت خود پا فراتر گذارد با ملیت و نژادی دیگر تجانس پیدا می کند.

منع اشخاص از حقوق متساوی به صرفِ هویت و نه هیچ اقدام دیگری یک تبعیض است.  این سیاست، جهت عکس منافع رشد ملی، کسب حق تعیین سرنوشت ملل تحت ستم، و تعالی انسانی را طی می کند.  تهاجم علیه دو ملیتی  اقدامی خصم شادکن است که ضربه ای از تیشه زنی به مبانی آزادی و استقلال کشور را نشان می دهد.  سفر به سراسر جهان حق طبیعی شهروندانِ تمام کشورهای نیمه-مستعمره است.  کما این که رشد بی سابقۀ  سفر، سیاحتی یا زیارتی، به خارج از کشور تنها پس از انقلاب در ابعاد فعلی نمایان می شود.    

تعیین ملت ها و مرزبندی کشورهای جدید در جامعه آسیا یا شرق از زمان قرن بیستم است. همانطور که حضرتعالی مستحضر هستید، در زمانِ قدیم، رفت و آمد انسان و کالا، مبادله کالای مادی و عقاید رکن پیشرفت بوده، و حد و مرز رسمیِ امروز را ندارد.  به عنوان مثال، در نظام آسیایی منطقۀ ما در دورۀ بعد از اسلام که اسناد آن موجود است، سفر به اکناف عالم از سوی فرزند "پسر" از واجبات تربیت بود که بدون آن از ابن عربی و ابن خلدون و سعدی و رومی و بسیاری از ناموران و جواهرات تاریخ قدیم خبری نبود.  مگر می شد سعدی سفر نکند و جهان وسیع را نبیند و در بی خبری و انزوا بگوید "بنی آدم اعضا یک دیگرند"؟   و "چو عضوی بدرد آورد روزگار، دگر عضو ها را نماند قرار"؟ 

متاسفم که باید بگویم تبلیغات علیه دو ملیتی نفاق انداختن بین انسان ها ست.   آنچه جامعه بدان نیاز دارد آمیزش بیشتر ملل و ادیان و غیر قابل تفکیک کردن حقوق افراد بر اساس دین، ملیت، هویت و جنسیت است که با احترام به کلیه اقلیت ها، اعم از دو  یا چند ملیتی، یا تابعیت مضاعف، همراه می باشد. 

 دوم ، در ردِ اتهام مشروبات الکلی:  

برای اقلیت مذهبی همانند زرتشتی تفاوتی میان مشروبات الکلی و مثلا سکنجبین نمی باشد.  هر دو از محصولات مورد استفاده در خانه و زندگی است.  زرتشتی در سوگواری شراب می نوشد و بدون آن روح از میان رفته سرافکنده است. و یا در ایام دیگر و اعیاد متعدد آیین ما که حضور و صرف مشروب درآن امری عادی است.  بازداشت به دلیلِ صرفاً داشتن مشروبات الکلی در منزل، نقض مقررات جامعه چند آیین و مذهبی، و اصول عرف بوده؛ و احترام به آداب و سنن همگان امری ضروری است. 

سوم ، در ردِ اتهام میهمانی مختلط وبا اتباع خارجی، که "فساد" نامیده می شود: 

ترکیب میهمانان هرکسی به کار و کسب و زندگی او بستگی دارد.  صنایع دستی و یا طلا فروشی در بازار سروکار با همه نوع ملیتی و یا تابعیتی دارد.  کسب هنر با اتباع خارجی و داخلی و عموم متقاضیانِ هنر ایران سروکار دارد.  اگر این طور نباشد که دولت هم نفت نمی تواند بفروشد.  ایراد به ترکیب میهمانان کارن و آفرین به عنوان اتهامات از سوی دادستانی محترم بی اساس است.  زندگی و کار و کسب معمولی افراد باید در امان باشد.

برای ما، به سبب آیین و عرف، میهمانی هایمان می تواند مختلط باشد. و صد البته، میهمانی های "خالص"، خالی از امتزاج مرد و زن که از سوی ادیان و سنت های دیگر همانند شیعه، انجام می شود، برای ما محترم است.  با احترام به سنت شرعی در آن ها نیز دوست داریم شرکت کنیم.  نصبِ ورود ممنوع بر سر درِمیهمانی مطابق عرف یا شرع،  در هر دو صورت، مداخله غیر مجاز در زندگی و کارِ مردم است.  اگر شرکت در مجالس با اتباع خارجی ساکن و یا توریست در ایران که علاقمند به دیدن آثار هنری هستند  جرم است، که این نیز با عقل سلیم جورنیست، لازم است قانون گذاران آن را اعلام کنند و میهمان نوازی که یکی از عالی ترین نمود های تاریخ ایران و آسیاست و فخر تاریخ و عادت همیشگی ماست منع گردد.  حداقل، افراد جامعه تکلیف خود را بدانند.  و تا این ممنوعیت اعلام نشده است هیچ جرمی در کار نیست و دلیلی برای بازداشت بر این اساس وجود ندارد. همین طور آداب وسنن متفاوت در میهمانی و مجالس که "فساد" نامیده شده است.  هر اسمِ بد و برچسبی در این زمینه برای لطمه به حیثیت کارن و آفرین به کار گرفته شود، حفاظت از حریم زندگیِ خصوصیِ یک شهروند، وظیفه اصلی دولت و دستگاه امینتی-قضایی است. 

اسامیِ بد و برچسب و افترا یا اتهاماتِ پوشالی، می تواند سریع در سایت های امنیتی کشور انتشار یابد، ولی آخرالامر حقیقت فائق است و نیاز به احترام به زندگیِ افراد قابل نفی نیست.  این که ما از تمام وجود و زندگی و کارِ شما فیلم و نوار داریم، تعرض به حریم منزل است.    میهمانی برای شادی در آیین ما و عرف، با سوگواری در مجلس پرسه و یا ترحیم متفاوت است.  میهمانی بدون موسیقی و شادی نیز مرسوم است و آن را هم خیلی دوست می داریم.  همگان از رفتار و فرهنگ متفاوت خود یا دیگران درس می گیرند.  به لحاظ سبک زندگی متفاوت، هیچ دلیلی برای بازداشت این دو تن نیست.  این که شخص را در فرودگاه بازداشت کنند، روز بعد به منزل برده و به سبب آیین متفاوت و سبک زندگی عرفی متهم به فساد کنند تهمتی بیش نیست و باعقل سلیم جور درنمی آید.  کارن و آفرین را خیلی ها می شناسند و در رد این اتهامات تردید ندارند.  بازداشت بر این اساس بر طبق اعلامیهُ دادستان محترم تهران که در سایت ها انتشار یافته کاملاً بی اساس و خلاف قانون است.

چهارم، در ردِ اتهام "باج خواهی":

بیانات جناب نماینده مجلس، نیاز به تاکید بر وظایف نمایندگی، صیانت از حقوق شهروندان را نشان می دهد. این گونه بیانات خلاف پاسداری از حقوق شهروندان است.  تهمت "باج خواهی" از سوی نیروی امنیتی برای مختل کردن کسب و کار شرافتمندانه شیوۀ شناخته شده است.  واضح است که نماینده محترم به اطلاعات داده شده از سوی سازمان امنیتی یا اطلاعاتی متکی می باشد؛ همان نیرو که زندانی شدن این دو را بر خلاف احترام به اصول آزادی و حقوق شهروندی ترتیب داده است.  در غیر این صورت چگونه نماینده شهری بسیار دور از زندگی و کارِ کارن و آفرین به چنین ادعاهایی دست یافته است.  بعنوان یک قانون کلی کیست که نداند اطلاعات داده شده از سوی سازمان های انتظامی-امنیتی غالباً برای پاپوش دوزی سر هم می شود و بدان کمترین اطمینان را می توان داشت.  جناب نماینده می فرمایند که "نوار هم" دارند. و کیست نداند  نواربرداری و شنود از سوی نیروهای امنیتی هدایت میشود حتی اگر از سوی شاکی خصوصی و در چنین لفافه ای و یا پوشش های گوناگون دیگر، عرضه گردد—استناد به ضبطِ  صدا و نواربرداری از زندگی و کار مردم برای بازداشت آنان بر خلاف همه اصولِ عرف در قانون و حفاظت از حقوق شهروندان است.  اینکه فرد را بگیرند و در محاق انفرادی قرار دهند که علیه خودت به این و یا آن اعتراف کن، هیچ ارزش حقوقی و قانونی ندارد.  طبق قانون کشور اجبار شخص به شهادت، یا اقرار یا سوگند مجاز نیست. نماینده مجلس بیاید افترا بزند و پشت بند آن سیل تهدیدات تلفنی و حضوری خانواده زندانیان  برای اخاذی و حق السکوت، برنامه ریزی و اجرا گردد.  چه کسی تحمل چنین کارهایی را دارد؟ 

واضح است که تحمیل اتهام باج خواهی به فعالیت یک گالری هنری صرفا برای ساکت کردن هنر و بستن محمل های هنری است و هدف ارعاب اهل هنر را دنبال می کند.  گفت چرا مرا در انفرادی حبس کردی، ملاقات ندادی، فشار بعد از فشار آوردی، من که کاری نکرده ام.  گفتا باج خواهی.  گفت  چرا زندگی و کارِ مرا فساد می نامی، و اموال ام را طلب می کنی؟  
گفتا باج گیری.  گفت من باج گیرم؟... 

توجه می فرمایید که همه دلایل برای آزادی این دو به همین زودی  روشن است و به حبس، دادگاه و محاکمه نیاز نیست.

طی بیش از سه دهۀ اخیر، رشدِ همۀ میدان های هنر در کشور، ارمغانِ آزادی هنرو اندیشه، ره آوردِ پیروزی تاریخی ملت در رهایی از 
سلطنت استبدادی است.  محدودیت آزادی هنرو اندیشه کمکی به حل مسائل جامعه نمی کند.  آنچه مسلم است به تلاش شهروندان برای گسترشِ آزادی هنر و اندیشه باید ارج گذاشت.  تاسیس یک گالری کوچک هنری از مظاهر آزادی در جامعه است همانطور که کتابفروشی، کتابخانه، سینما و تئاتر.  اینکه آثار هنری در این گالری مطابق میل، سلیقه، و یا باورهای این یا آن نیست دلیل بازداشت کسی نیست.  دلیل خرد کردن آثار هنری نیست. تعدد این تاسیسات و کالاهای هنری ارائه شده تامین کننده ذوق و خواست سلیقه ها و خواست های متفاوت شهروندان است.

دنیای هنر دنیای رویای جامعه است؛  هنرمند از فراز میله های بازدارنده جامعۀ بشریِ پر از ستم و محدودیت به خلق آثار رویا و خیال خود می پردازد و بقولی تخیلات آزاد را از ورای موانع روزمره زندگی  به پرواز می آورد.  به دخالت پلیس هنر نیاز نیست.  نقاش،  خطاط، مجسمه ساز، نویسنده و شاعر، اهنگساز و خواننده، کارگردان و بازیگر فیلم و تئاتر کار خود را می شناسند–کار هنری ارائۀ می کنند و به منافع مستقل صنف خود واقف هستند.  

جامعۀ ایران و واقعیت تاریخ، تحقق صلح و رشد ملی، در میانِ منابع تحت اختیار حاکمیت ملی، آزادی اندیشه وهنر را سنگین تر از نفت و گاز و دیگر سرمایه های طبیعی، نشان می دهد.  استقرار اصلِ آزادی هنرو اندیشه در جامعه بسانِ حصول مدینه فاضله است. 

آزادیِ کارن و آفرین و رشدِ آزادی هنر و اندیشه، دفاع از ایران و احترام به حقِ حاکمیت ملی در برابر تهاجمات و تحریم های واشنگتن را در سراسر جهان تقویت می کند. توجه حضرتعالی و مقامات عالیرتبه به این بازداشت می تواند کارگشا باشد. 

از شما مقام محترم تقاضا دارم دستور بفرمایید کارن وفاداری و آفرین نیساری،  به دلیل آن که هیچ خلافی انجام نداده اند و هیچ دلیلی برای ادامۀ حبس آن ها وجود ندارد، آزاد شوند.  پیشاپیش از توجه و عنایت شما به این امر خیر کمال تشکر و سپاس را دارم.

با تقدیم احترام
کاته وفاداری

رونوشت:
-- ریاست محترم قوه قضاییه، حضرت آیت الله صادق لاریجانی
-- مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و رسانه های اجتماعی